زين العابدين شيروانى

632

بستان السياحه ( فارسي )

و ظفر و سعادت و قوّت اسلام و خير دو جهانى و نيكوئى خلق امير المؤمنين ( ع ) ابن سيرين كويد كه ديدن آن حضرت دليل كند بر علم و شجاعت و كرامت و خردمندى و عدل و انصاف ائمّهء اطهار ( ع ) ديدن ايشان دليل كند بر سعادت و دولت و بركت و عزّت و علم و رفعت و جاه و منزلت اصحاب رسول ( ص ) ديدن مانند مقداد و عمّار و ابو ذر و سلمان و ابن عبّاس رضى اللّه عنهم و امثالهم دليل علم و فقه و تفسير و سعادت باشد انار دانيال ( ع ) كويد كه مال باشد و حضرت صادق ( ع ) فرمايد كه انار شيرين بر سه وجه باشد مال جمع كردن و زن پارسا و شهر آبادان و انار ترش اندوه و انار خوردن بوقت نيك باشد و الّا بد بود انكور دانيال ( ع ) كويد كه خوردن انكور سياه بوقت اندوه و به غير وقت بيمارى و ترس باشد و خوردن انكور سفيد بوقت نعمت و خير دنيوى بود و حضرت صادق ( ع ) فرمايد كه خوردن انكور سياه و سفيد بوقت بر سه وجه است فرزند و علم فرائض و مال با خير و بركت و فراخى و رستن از قحط اولياء ( ع ) ديدن دوستان خدا دليل خير و منفعت و توفيق طاعت و معرفت بود ديدن ايشان در حالت غضب بد باشد اوفتادن ابن سيرين كويد كه اكر بيند بر روى اوفتاد بد باشد و اكر بيند كه بام خانه يا ديوارى بر او اوفتاد مال بسيار يابد حرف الباء بادام ابن سيرين كويد كه لقمه و روزى بود و حضرت صادق ( ع ) فرموده بر دو وجه بود يكى مال پنهان كردن و ديكر شفاء و راحت است بادنجان بوقت خود نيك بود و الّا بد باشد باران حضرت صادق ( ع ) فرمايد ديدن باران بر دوازده وجه است رحمت و بركت و فرمان خواستن و رنج و بيمارى و بلا و كارزار و خون ريختن و فتنه و قحط و ايمان و كفر و دروغ كفتن بادها حضرت صادق ( ع ) فرمايد كه ديدن بادها بر نه وجه است بشارت و فرمانروائى و مال و مرك و عذاب و كشتى و بيمارى و شفا و راحت و باد سخت ديدن خوف و ترس باشد و باد سموم بيمارى از حرارت بود و باد سرد بيمارى از برودت باشد و باد معتدل تندرستى اهل آن ديار بود مغربى كويد كه باد مشرقى سعادت و دولت باشد و باد جنوبى مال و نعمت بود و باد شمال شفاء و راحت بار اكر بيند بر پشت بار داشت به قدر آن منفعت يابد و بار كران كناه باشد باقلا خوردن آن اندوه بود باغ زن بود حضرت صادق ( ع ) فرمايد كه ديدن باغ بر هفت وجه است مال و فرزند و عيش و مرتبه و شادى و كنيز و زن و باغبان بودن قيّم زن شدنست بازوبند ديدن بازوبند زنان را نيكو بود و اكر مرد بيند اكر طلا باشد از خويشان رنج و اندوه يابد و اكر نقره بيند دختر برادر خود را شوهر دهد و اكر آهن باشد خوارى بيند مغربى خلاف اين كويد باديه بمعنى ظرف مسى است كنيزك فربه باشد كه با او عشرت كند بالا رفتن بر پنج وجه باشد حاجت‌روا شود و زن خواهد و مرتبه يابد و آنچه جويد بيابد و كار او بالا كيرد بالش خادم و كنيزك و رياست و دين پاك و پرهيز و عدل بود بانك داشتن بانك جانوران اندوه بود و اكر كسى او را بانك زد و او جواب كويد زود بميرد بانك خنده مصيبت باشد و بانك با دشنام شنيدن كراهت بود و بانك مرغان عذاب باشد و بانك خر ميانه است و بانك استر خوف از دشمن بود و بانك كاو فتنه باشد و بانك اشتر حجّ رود و بانك كوسفند مردى بزركوار بود كه به دو خير رساند و بانك نماز بر دوازده وجه باشد حجّ و كلام حق و فرمانروائى و بزركى و رياست و سفر و مرك و بريدن دست و مفلسى و خيانت و بددينى و نوميدى و منافقى بارانى تعبير او برنك اوست بارانى بر دوش نام نيك و مدح و ستايش در نزد خلق بود باروى باروى شهر و قلعه و قريه پادشاه و حاكم و رئيس بود باز حضرت صادق ( ع ) فرمايد كه ديدن باز شش وجه بود فرزند و برادر و شريك و دوست و معتمد و پسر عمّ و همسايه و اكر مطيع بيند بر پنج وجه باشد بشارت و آرامش و شادى و فرمانروائى و مال يافتن بر قدر و قيمت باز و مطيع شدن باز سفيد بر چهار وجه است پادشاه ستمكر و حاكمى كه بظلم مايل باشد و خاين امانت و پسرى كه مادر و پدر خود را بزند پادشاه اكر كسى پادشاه را شاد و كشاده‌روى بيند كار بستهء او كشاده شود و اكر بيند كه داخل شهر و كوچه و بازار شد اهل آن ديار را اندوه و مصيبت رسد و مقرّب شدن به او بزركى يابد و اكر بيند كه وزير پادشاه شد حاجت او روا شود و ابن سيرين كويد كه دوازده چيز است كه آن چيزها بينندهء خواب را دليل پادشاهى است اوّل